وبلاگ

توضیح وبلاگ من

بررسی رابطه پنج عاملی شخصیت و گرایش تفکر انتقادی با نقش واسطه‌گری سلامت روانی در بین دانشجویان رشته روانشناسی شهر یاسوج

انتقادی فرآیند فعالیت منظم عقلانی و ماهرانه­ی مفهوم‌سازی، کاربرد، تجزیه‌وتحلیل، ترکیب و ارزشیابی مجموعه‌ای از اطلاعات و یا تعمیم آن می‌باشد که به وسیله‌ی مشاهده، تجربه، اندیشه، منطق یا ارتباط به عنوان راهنمای نگرش و رفتار عمل می‌نماید (همان منبع). در ادبیات تربیت انتقادی فرد نقاد کسی است که در جستجوی عدالت و رهاسازی است. وی نه تنها بی‌عدالتی را نمی‌پذیرد، بلکه درصدد تغییر آن است.  قبل از هر چیز باید بدانیم که دانش، ویژگی‌های شخصیتی و آزادی، عواملی هستند که بستری برای تفکر انتقادی فراهم می‌کنند منظور این است که شخص تا در یک زمینه، دانش کافی نداشته باشد نمی‌تواند منتقد آن حیطه باشد. او باید ویژگی‌های شخصیتی کنجکاوانه داشته باشد و دیگر اینکه در محیطی که اندیشه‌ها، مقتدرانه تحمیل می‌شود نباید به انتظار یک متفکر منتقد نشست. از دیرباز انسان در اندیشه بهداشت و سلامتی بوده است؛ اما ارتقاء سلامت به عنوان یک مفهوم منسجم و بخش اساسی از نهضت جدید بهداشت عمومی، مفهوم کاملاً نوینی در زمینه بهداشت است، (پورقاز، کاظمی، محمدی،1390).

 

 

سلامت روانی نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می‌کند سلامت عمومی به رفاه کامل ذهنی، روانی و اجتماعی هر فرد که بین این ابعاد تأثیر متقابل و پویا وجود دارد اطلاق می‌شود؛ بنابراین سلامت روان، به عنوان یکی از ملاک‌های سلامت عمومی افراد که عبارت است از احساس خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکا به خود، ظرفیت رقابت، تعلق بین نسلی و خود شکوفایی بالقوه فکری، هیجانی است، در نظر گرفته می‌شود. کریسنی، سلامت روان را حالت ذهنی همراه با سلامت هیجانی نسبتاً رها شده از نشانه‌های اضطراب و ناتوانی در برقراری روابط سازنده، مقابله با خواسته‌ها و محرک‌های تنش‌زای زندگی می‌داند (معروفی، یوسف زاده، بخشکار،1391).

 

تفکر انتقادی نیز مانند سایر مهارت‌هاست، هر فرد شیوه خاص خود و توانمندی خاص خود را دارد ولی همه می‌توانند با کسب آگاهی و آموزش آن را کسب کنند در گذشته می‌آموختیم که چگونه مطلب خود را حفظ کنیم که درک و یادسپاری بهتری داشته باشیم اما اکنون می‌دانیم که حفظ کردن مطالب برای فکرها و مغزها بی‌فایده است و کمکی برای درک اطلاعات نمی‌کند (پورقاز، کاظمی، محمدی،1390).

 

 

دانشجویان، سازندگان فردای کشور هستند و نقش آنان به عنوان سرمایه‌های انسانی در آینده کشور بسیار با اهمیت است در این میان تفکر انتقادی و سلامت روان دانشجویان از اهمیت بسیاری برخوردار است، گزارش‌ها حاکی از آن است که دانشجویان دانشگاه‌ها نیز به عنوان بخشی از نیروی جوان جامعه از آسیب‌های مختلف روانی – اجتماعی در امان نیستند و بعضاً در معرض خطر آسیب‌های اجتماعی هستند (ساعد، رسولی زاده، قنبری هاشم‌آبادی، شیرین زاده دستگیری، عالمی خواه، کاظمینی،1389).

 

 

آموزش تفکر انتقادی به عنوان یکی از اهداف آموزش عالی امری ضروری است. از یک سو مشکلات مرتبط با سلامتی باعث اختلال در توجه شده و فرایند تفکر دانشجویان را مشکل می‌سازد و از سوی دیگر توجه به تفکر انتقادی به عنوان مؤلفه‌ای کلیدی در سلامت روان ضرورت دارد. دانشجویانی که روی مسائل، تفکر و تمرکز می‌کنند با موقعیت‌های مختلف بهتر سازگار شده و از سلامت روانی بهتری برخوردارند، بهداشت روانی حالت خالی از روان است که سبب بهبود، رشد و کمال شخصیت انسان می‌گردد و به فرد کمک می‌کند که با خود و دیگران سازگاری داشته باشند. ویسینک و فوریه الگوی چند بعدی از سلامت روان را ارائه کردند در این الگو، سلامت روان ترکیبی از عناصر مختلف است که بعضی از این عناصر عبارتند از: پذیرش خود، ارتباط مثبت با دیگران، خود پیروی، غلبه بر محیط، هدفمندی در زندگی، رشد شخصیتی (خندقی، پاک مهر،1390).

 

 

در واقع، ویژگی‌های شخصیتی به عنوان ویژگی‌های متفکرانه انتقادی مطرح می‌شود. از نظر پائول، نگرش تفکر انتقادی نوعی از تفکر است و یک نوع ویژگی شخصیتی منصوب می‌شود، نظریه‌پردازان تعلیم و تربیت پیشنهاد کردند که تفاوت‌های فردی در تفکر انتقادی، نتیجه ترکیب توانایی‌های شناختی و تمایلات شخصی است (سلطان قرایی، علائی،1390).

 

 

1-3- ضرورت و اهمیت پژوهش:

 

 

با وجود اینکه سال‌های درازی است که مفهوم و ضرورت ایجاد تفکر انتقادی در بین محصلان مطرح شده است، محصلان ما هنوز جرأت نمی‌کنند که بگویند «من»، معمولاً می‌گویند «ما». دانش‌آموز اما بایستی بتواند «من» بگوید، تشویق شود که نظر خود را داشته باشد، با دیگران از جمله با آموزگار خویش بحث کند و نترسد از آنچه حقیقتش می‌داند، دفاع کند. «می‌اندیشم، پس هستم!» بدا به حال مردمانی که در میان آنان عکس این سخن صادق باشد: هستم، چون نمی‌اندیشم.

 

 

تحقیقات نشان داده است که تفکر انتقادی در میان دانشجویان ما نسبت به دانشجویان هم رشته در کشورهای دیگر تا حد قابل‌توجهی پایین است، یعنی بیشتر دانش‌آموزان و دانشجویان ما در حین تحصیل، به دنبال گرفتن مدرک بوده‌اند و نه تجهیز خودشان به مهارت‌های فکری. اصولاً چنین آموزش‌هایی به دانش‌آموزان و دانشجویان ما کمتر داده می‌شود و معمولاً از آن‌ها می‌خواهند یا وادار می‌شوند جزوه بردارند، یا جزوه ردوبدل کنند، کتاب بخرند و مطالبی را حفظ کنند. درصورتی‌که در فرایند یادگیری تفکر انتقادی به دانشجویان آموزش می‌دهند که مطلب را بخوانند، آن را درک کنند و تجزیه‌وتحلیل کننده؛ یعنی تفکر انتقادی را یاد بگیرند و به کار هم ببرند (همان منبع).

 

 

1-4- اهداف پژوهش:

 

 

اهداف کلی:

 

 

هدف کلی پژوهش حاضر بررسی پنج عاملی شخصیت و گرایش تفکر انتقادی با نقش واسطه‌ای سلامت روان در بین دانشجویان روانشناسی شهر یاسوج

 

 

 اهداف جزئی:

 

پایان نامه - مقاله - تحقیق

تعیین میزان رابطه پنج عاملی شخصیت با گرایش تفکر انتقادی.

 

 

تعیین میزان رابطه پنج عاملی شخصیت با سلامت روان.

 

 

1-5- فرضیه‎ها

 

 

شخصیت تفکر انتقادی را پیش‌بینی می‌کند.

 

 

شخصیت سلامت روان را پیش‌بینی می‌کند.

 

 

 سلامت روان در ارتباط با شخصیت و تفکر انتقادی می‌تواند نقش واسطه‌ای ایفا نماید.

 

 

1-6- متغیرهای پژوهش:

 

 

متغیر ملاک: گرایش تفکر انتقادی

 

 

متغیر پیش‌بین: پنج عامل شخصیت

 

 

متغیر واسطه‌ای: سلامت روان

 

 

1-7- تعاریف نظری و عملیاتی متغیرها:

 

 

تعریف مفهومی شخصیت: شخصیت یک سازه است و همین مسئله تعریف آن را مشکل‌تر می‌کند روانشناسان مختلف شخصیت را به گونه‌های متفاوتی تعریف کرده‌اند. آلپورت شخصیت را سازمان‌دهی نظام‌های روانی و فیزیولوژیکی درون فرد که رفتار و افکار او را تعیین می‌کند تعریف کرد. کتل نیز شخصیت را چیزی می‌داند که امکان پیش‌بینی آنچه را که شخص در یک موقعیت معین انجام می‌دهد را فراهم می‌آورد. کاستا و مک کری ویژگی شخصیتی را به عنوان ابعاد تفاوت‌های فردی در تمایل به نشان دادن الگوهای پایدار فکر، احساس، عمل تعریف می‌کند (پورقاز، کاظمی، محمدی،1390).

 

 

تعریف مفهومی روان نژند گرایی: که با ثبات هیجانی و سازگاری رابطه عکس دارد و صفات زیرمجموعه آن شامل اضطراب، پرخاشگری، افسردگی، کمرویی، تکانش گری و آسیب‌پذیری است.

 

تعریف مفهومی برونگرایی: که با گرایش به مردم‌آمیزی، فعال بودن، گرایش به شادمانی و خطرجویی ارتباط دارد و صفات زیر مجموعه آن عبارت است از: گرمی و صمیمیت، مردم آمیزی یا گروه‌گرایی، جرأت، فعال بودن، هیجان‌خواهی، هیجان‌های مثبت با اشتیاق. (خادمیان، 1388، ص 11).

 

 

تعریف مفهومی انعطاف‌پذیری: که با ویژگی‌هایی مانند باز بودن نسبت به تجارب، غنای تخیل، کنجکاوی نسبت به جهان درونی و بیرونی خود، آزاداندیشی و عدم سنت‌گرایی ارتباط دارد و از صفات زیر تشکیل یافته است: تخیل، زیبایی‌شناسی، احساسات و هیجانی بودن اعمال و علایق گسترده اندیشه‌ها و ارزش‌ها، (همان منبع).

 

 

تعریف مفهومی توافق‌پذیری یا دلپذیر بودن: دلپذیری با گرایش‌های میان فردی و محبوبیت در گروه ارتباط دارد. نمره بالا در این عامل نشان‌دهنده‌ی نوع‌دوستی، علاقه‌مندی به کمک و همدردی با دیگران است. زیرمجموعه‌ی این عامل عبارت است از: اعتماد، رک‌گویی، نوع‌دوستی، فروتنی، همنوایی یا همراهی، نرمی یا دلرحمی، (همان منبع).

 

 

تعریف مفهومی با وجدان بودن: این عامل با کنترل تکانه‌ها و خویشتنداری، با اراده و مصمم بودن، برنامه‌ریزی در کارها و گرایش به موفقیت ارتباط دارد. خرده مقایسه‌ای این عامل عبارت‌اند از: شایستگی و کفایت، نظم و ترتیب، وظیفه‌شناسی، تلاش برای موفقیت، خویشتنداری یا خود نظم دهی و دوراندیشی و احتیاط در تصمیم‌گیری (همان منبع).

 

 

تعریف مفهومی تفکر انتقادی:

 

 

تفکر انتقادی به معنای یافتن نوعی از دانش و بینش است که با آن بتوان با گسترش علوم همخوانی یافته، فرصت آزادی دادن به فکر و اندیشه است که سبب ایجاد توانایی بحث و اظهارنظر در فرد می‌شود، تفکر انتقادی جهت دهنده ذهن به تفکر است (سلطان قرایی، علائی،1390).

 

 

تعریف مفهومی سلامت روان: یک حالت رفاه فیزیکی، روانی و اجتماعی است نه فقط فقدان بیماری و یا ناتوانی (خندقی، پاک مهر، 1390).

 

 

تعریف مفهومی نشانه‌های جسمانی: 7 ماده را به خود اختصاص می‌دهد سردرد، احساس ضعف و سستی، احساس نیاز به داروهای تقویتی و احساس داغی یا سردی در بدن را مورد بررسی قرار می‌دهد (گلدبرگ و هیلر،1979).

 

 

تعریف مفهومی نارسا کنش وری اجتماعی: 7 ماده را به خود اختصاص می‌دهد. توانایی فرد در انجام کارهای روزمره، احساس رضایت در انجام وظایف، احساس مفید بودن، قدرت یادگیری و لذت از فعالیت‌های روزمره زندگی را بررسی می‌کند (همان منبع).

 

 

تعریف مفهومی افسردگی: 7 ماده را به خود اختصاص می‌دهد. احساس بی‌ارزشی، ناامیدی، احساس بی‌ارزشی بودن زندگی، افکار خودکشی و آرزوی مردن و ناتوانایی در انجام کارها (همان منبع).

 

 

تعاریف عملیاتی:

 

 

تعریف عملیاتی مؤلفه‌های شخصیت: عبارتست از نمره‌ای که فرد از خرده مقیاس مربوط به هر مؤلفه از پرسشنامه پنج عاملی شخصیتی نئو کسب می‌کند.

 

 

مدل پنج عاملی شخصیت شامل: روان‌نژندی، برون‌گرایی، انعطاف‌پذیری، توافق پذیری، وظیفه‌شناسی می‌باشند.

 

 

تعریف عملیاتی روان نژند گرایی: منظور نمره‌ای است که آزمودنی می‌تواند از عامل N در پرسشنامه نئوکسب کند.

 

 

تعریف عملیاتی برون‌گرایی: منظور نمره‌ای است که آزمودنی می‌تواند از عامل E در پرسشنامه نئوکسب کند.

 

 

تعریف عملیاتی انعطاف‌پذیری: منظور نمره‌ای است که آزمودنی می‌تواند از عامل O در پرسشنامه نئوکسب کند.

 

 

تعریف عملیاتی توافق پذیری: منظور نمره‌ای است که آزمودنی می‌تواند از عامل A در پرسشنامه نئوکسب کند.

 

 

تعریف عملیاتی با وجدان بودن: منظور نمره‌ای است که آزمودنی می‌تواند از عامل C  در پرسشنامه نئوکسب کند (پاشا شریفی، 1383).

 

 

تعریف عملیاتی گرایش تفکر انتقادی: نمره‌ای ست که فرد از پرسشنامه آزمون گرایش تفکر انتقادی  (CCTDI)  به دست می‌آورد.

 

 

تعریف عملیاتی سلامت روان: نمره‌ای است که فرد از پرسشنامه سلامت عمومی 28GHQ  کسب می‌کند

 

 

تعریف عملیاتی نشانه‌های جسمانی: شامل مواردی است در خصوص وضعیت جسمانی شخص که در سؤال‌های 1 تا 7 پرسشنامه سلامت عمومی مشخص می‌شود

 

 

تعریف عملیاتی بی‌خوابی و اضطراب: شامل مواردی است در خصوص بی‌خوابی و اضطراب شخص که در سؤال‌های 8 تا 14 پرسشنامه سلامت عمومی مشخص می‌شود.

 

 

تعریف عملیاتی نارساکنش وری اجتماعی: شامل مواردی است در خصوص روابط میان فردی و روزمره شخص که در سؤال‌های 15 تا 21 پرسشنامه سلامت عمومی مشخص می‌شود.

 

 

تعریف عملیاتی افسردگی: شامل مواردی است در خصوص وضعیت افسردگی شخص که در سؤال‌های 21 تا 28 پرسشنامه سلامت عمومی مشخص می‌شود (فتحی آشتیانی، 1337، ص 310).

بررسی رابطه شیوه های فرزند پروری والدین با مسئولیت پذیری در نوجوانان دختر

ت وضرورت رفتار والدین و مربیان به طور کلی بزرگترها با نوجوانان وکودکان خود ازاهمیت خاصی بر خورد است وآنها هستند که باکنش های بهنجار و ناهنجار خویش گاهی سر نوشت کودکان خود را تغییر می دهند و او را بیراهه می کشانند و یا راه درست زندگی را به او نشان می دهند دانستن این موضوع که فرزندان ما در سنین نوجوانی دستخوش چنین تغییراتی می شود و او باید خود را با تمام این تغییرات هماهنگ کند و به جای ایجاد نگرانی در نوجوانان احساس امید را در او پرورش داد پدر و مادر آگاه و فهمیده محیطی سرشار از محبت و تفاهم را به وجود می آورند و به فرزندان خود فرصت می دهند مشکلات و مسائل دوره­ی نوجوانی را به آسانی درمحیط خانواده حل نمایند والدین با مهرو محبت این حمایت را در نوجوان ایجاد کر ده و منجر به ارتقای سلامت روانی کودک و نوجوان می گردد . از آنجا که دانش آموزان از اقشار مستعد وبرگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور وجامعه خویش هستند، توجه با مسائل آنها تاثیر بسزایی در یادگیری وافزایش آگاهی علمی و موفقیتهای تحصیلی و آموزشی آنها خواهد داشت. محیط دبیرستان به خاطر مسائل وچالشهایی که دارد، برای افراد استرسهای خاصی را به همراه دارد. بنابراین این مساله نیازمند آن است که فرد سازگاری و مقاومت بیشتری را در برابر مشکلاتی که با آنها مواجه است، داشته باشد. از آنجا که فرد با ورود به دبیرستان با افراد از خانواده های متنوع روبرو می شود ، نیازمند آن است که مسئولیت رفتارها و کارهای خودرا قبول کنند است. این عوامل باعث می شود که روانشناسان ومشاوران به مسئولیت پذیز بودن دانش آموزان توجه بیشتری نشان دهند. با توجه به اینکه خانواده نخستین و بادوام ترین عامل تاثیر گذار در رشد شخصیت وعملکرد و نحوه تربیت فرزندان می باشد، لذا مهم ترین نقش را در چگونگی رفتار وخصایص بعدی دارد. در واقع این پژوهش در صدد یافتن بهترین روشهای تربیتی والدین برای بهبود وافزایش مسئولیت پذیزی فرزندانشان می باشد.

 

 

1-4- اهداف پژوهش

 

 

1-4-1- هدف اصلی

 

 

هدف اصلی پژوهش مطالعه حاضر بررسی رابطه­ی شیوه های فرزند پروری والدین با مسؤلیت پذیری در نوجوانان دختر 18-15ساله در شهر ستان دالاهو در سال 1393 است.

 

 

1-4-2-هدف فرعی

 

 

هدف پژوهش حاضرتعیین رابطه بین سبک مقتدرانه ،استبدادی وسهل گیرانه با مسئولیت پذیری در نوجوانان است .

 

 

1-5- فرضیه های پژوهش

 

 

1) بین سبک مقتدرانه ومسؤلیت پذیری نوجوانان رابطه وجود دارد.

 

 

2) بین سبک آزاد گذار و مسؤلیت پذیری نوجوانان رابطه وجوددارد.

 

 

3)بین سبک استبدادی و مسئولیت پذیری نوجوانان رابطه وجود دارد.

 

 

1-6- تعاریف

 

 

1-6-1- تعریف مفهومی

 

 

شیوه های فرزند پروری:  به روش هایی که والدین برای فرزندان خود اعمال می کنند که در شکل گیری و رشد آنان در دوران کودکی و نوجوانی و پس از آن اثر گذار می باشد این سبک های تربیتی خود شامل : سبک های مستبدانه ، سهل گیرانه ، پذیرنده.

 

 

شیوه های مستبدانه : والدین قوانین خود را به صورت انعطاف ناپذیری به فرزندان تحمیل می کنند از نظر تربیتی خشن و تنبیه گرند کودک خود را تنبیه می کنند.محبت آن ها نسبت به کودکان در سطح پایین است آنها عقاید و امیال کودکان را در نظر نمی گیرند و اغلب دارای فرزندان گوشه گیر خجالتی و بی اعتمادی هستند.(ماسن و همکاران ، 1373).

 

 

شیوه های سهل گیرانه : والدین در آموزش رفتارهای اجتماعی سهل انگار هستند.نظم و ترتیب کمی در این خانواده ها حاکم و اعضای خانواده نسبت به قوانین و آداب و رسوم اجتماعی بسیار کم اهمیت هستند.

 

فرزندان در چنین خانواده هایی دارای استقلال فکری و عملی هستند و این باعث بی بند و باری کودکان آنان شده و در فرزندان رشد یافته این قبیل خانواده ها در مقابل بزرگسالان مقاوم و لجوج و دارای روحیه اعتماد به نفس پایینی هستند زود خشمگین و زود خوشحال می گردند(ماسن وهمکاران،1373).

 

 

مسؤلیت پذیری:افزایش مقاومت فرددر برابر شرایط تا به جای پیروی از فشارهای بیرونی از الزام های درونی تبعیت کند که احساس مسؤلیت یا احساس تکلیف  نامیده می­شود.(باقری ،1374) به عبارت دیگر معنای مسؤلیت این است که مددجو دیگران را به خاطر احساسات، افکار،تکانه ها و رفتارهای خود سرزنش نکنند و مسؤلیت آنها را بپذیرد و بداند آنچه را به دیگران نسبت می دهد (فرافکنی ها) در واقع متعلق به خود اوست. (ساسانی ، 1382).

 

 

1-6-2- تعریف عملیاتی

 

 

شیوه های فرزند پروری  : آنچه از اجرای  پرسش نامه ی محیط خانوادگی نقاشیان بدست آمده است.

پایان نامه - مقاله - تحقیق

 

مسؤلیت پذیری : آنچه از اجرای  پرسش نامه ی مسؤلیت پذیری کردلو به دست آمده است بیانگر مسؤلیت پذیری می­باشد.

 

 

فصل دوم پیشینه پژوهش

 

 

2-1- نوجوانی

 

 

دوره نوجوانی یکی از ادوار مهم زندگی است . این دوره بهترین فرصت برای رشد و شکوفایی ­توانمندی هاست . به این مناسبت دوره نوجوانی را یکی از فرصت های پر اهمیت در زندگی آدمی به شمار آورده اند . یکی از مسائلی که نوجوان با آن روبرو است شکل گیری هویت است ؛ بدین معنا که نوجوان تشخیص دهد که کیست و چه کارهایی مهم و ارزشمند است و به تنظیم معیارهایی بپردازد تا بر اساس آنها رفتار کند و برای سوال اساسی خو د؛ یعنی هدف در زندگی پاسخی بیابد. گاهی نوجوان به علت تجارب نادرست دوران کودکی یا شرایط نامساعد محیطی دچار بحران می شود .( شاملو ،1392)

 

 

نوجوانی به پهنه سالهای اطلاق می شود که کودکی را به بزرگسالی می پیوندند. شروع نوجوانی با تغییرات بدنی هم زمان می شود.و در نتیجه ردیابی ظاهری آن آسان تراست،درحالی که پایان بر حسب شکل گیری ساختهای عقلی وتغییرات عاطفی واجتماعی نوسانی تر درنظرگرفته شده است.به همین دلیل برای کسانی که به  ضابطه های ظاهری تکیه کرده اند شروع نوجوانی رازیست شناختی وپایان آن رافرهنگی دانسته اند (منصور،1391، به نقل از کانجرو پیترسن ،1984 ). بدون آنکه بتوان لزوما وابستگی بین بلوغ ونوجوانی راموردتاییدقرارداد  ،گستره ءدگرگونیها نشان می دهند که از لحاظ تحول عقلی ونقش محوری آن درشکل گیری جنبه های عاطفی واجتماعی ،نوجوانی با استقرار فکر انتزاعی از کودکی متمایز می شود و نوجوان پس از تامین شرایط لازم برای ورود به جامعه بزرگسالان به جرگه بزرگسالان می پیوندد(منصور1391، به نقل از پیاژه واینهلدر،1972).

 

 

وظیفه­ی مهمی که بر دوش نوجوانان سنگینی می کند جستجوی هویت خویشتن است­)مارشیا 1979،1980) در بررسی شکل گیری هویت در آغاز زندگی اجتماعی به متمایز ساختن چهار حالت یا مولفه متمایز دست یافته است: هویت در راه تحقق، هویت از دست رفته ، هویت مغشوش و هویت معوق.(منصور،1391)

 

 

2-1-1- مراحل نوجوانی

 

 

1.مرحله پیش نوجوانی:این مرحله سرآغاز بحرانها یا انتشار یک پیام است.طلیعه ای است که هنوز مولفه های عقلی و عاطفی آن از سازش یافتگی های دوره ی کودکی جدا نشده اند، ولی گسستن خود را آغاز کرده اند.

 

 

2.مرحله در خود فرو رفتن:در وهله دوم هم گرایی تظاهرات متعددی پایه ی سازمان جامع ذهنی جدیدی را ایجاد می­­کند. نوجوان دربرابر محیط خود وضع مشخص و معینی به خود می گیرد و برای روش زندگی خود طریقه ی رفتار معینی را تثبیت می کند. این مرحله در خود فرو رفتن و به درون خود خزیدن است.این مرحله بیش از مراحل دیگر پدران و مادران را نگران فرزندان خو د می سازد .

 

 

3.مرحله ی ازخودبرون آمدن :در مرحله سوم یک نوع گشایش در تمرکز حالت قبلی به تدریج به وقوع می پیوندد.نوجوان فعال ومثبت می شود ودوباره به دیگران روی می آورد.این مرحله از خود برون آمدن وپایان یافتن بحران است.(منصور، 1391)

 

 

2-1-2- خصوصیات دوره ی نوجوانی

 

 

1- مرحله الگو پذیری و تقلید:غریزه تقلید، یک غریزه نیرومند است که از آغاز دوره کودکی شروع می شود و در سنین پنج تا شش سالگی به اوج خود می رسد. کودک در این سن علاوه بر تقلید خوردن، لباس پوشیدن و …. حالات روانی را نیز تقلید می کندمرحله تقلید در نوجوان از سن دوازده سالگی آغاز می شود. او از همکلاس های ویژه (از نظر درسی و اخلاقی مانند شلوغ کردن یا منظم بودن) تقلید می کند. این ویژگی بیشتر در پسران به چشم می خورد آنچه که در این مرحله باید به آن توجّه نمود، انواع تقلید است که گاهی کورکورانه است و گاهی آگاهانه. در تقلید کورکورانه، مقلّد از هر عمل مضرّ یا غیر مضرّ بطور ناآگاهانه پیروی می کند؛ امّا در تقلید آگاهانه شخص مقلّد، نکات مثبت اعمال مقلّد را انتخاب نموده و از آن پیروی می کند و اعمال ناشایست را تشخیص داده، کنار گذارده و تقلید نمی کند.) اسماعیلی،1391)

 

 

2- برتری جویی و جلب توجه دیگران: دربین اکثر قریب به اتفاق نوجوانان وجود دارد؛ بطوریکه عده ایی از علمای روانشناسی آنرا ذاتی می دانند و آنرا آغاز استقلال وشخصیتی می دانند که نوجوان به دنبال آن است. نوجوان برای اثبات شخصیت خود ممکن است از تقلید، رقابت، انتقام جویی، بحث واستدلال، خودمحوری، خودنمایی و غیره برای اثبات نظر خود به دیگران استفاده کند.(شیرانی،1388)

 

 

3- زودرنجی واحساساتی بودن: احساس زودرنجی در بزرگترها نیز مشاهده می شود. ریشه چنین احساساتی در لذت ورنج است؛ بنابراین دوره نوجوانی با تخیلات آنها آمیخته می شود و شدت می یابد. در مورد نشر عقاید واثبات حرف خود به دیگران آن چنان صحبت می کنند وسعی دارند از آن دفاع نماید که گویی وحی منزل است.(شیرانی،1388)

 

 

4- نوجوانی ، یک دوره ی انتقال ( برزخی ) است: انتقال به معنی یک وقفه یا تغییر از آنچه که قبلاً انجام شده نیست، بلکه بیشتر عبور از مرحله ای از رشد به مرحله ی دیگر می باشد. این به آن معنا است که آنچه قبلاٌ واقع شده ، نشانه ی خود را روی آنچه که در زمان حال و آینده اتفاق می افتد ، باقی می گذارد . کودکان در زمانی که از خردسالی به بزرگسالی می رسند، باید جنبه های کودکانه را کنار بگذارند. همچنین باید الگوهای جدید رفتاری و نگرشی را بیاموزند تا جانشین آن چیزهایی شود که ترک کرده اند. در طی هر مرحله­ی انتقالی ، وضع و جایگاه فرد مبهم است. نوجوان در این زمان نه کودک و نه بزرگسال است. اگر مانندکودکان رفتار کند ، به او گفته می شود که به مانند سن خودش عمل کند و اگر سعی کند نظیر بزرگسالان عمل کند ، اغلب متهم می شود که برای شلوارهای کوتاه خود ، خیلی بزرگ شده و برای این تلاشی که انجام می دهد تا مثل بزرگترها عمل کند ، مورد سرزنش واقع می شود. از طرف دیگر ، موقعیت مبهم نوجوانان امروز ، این منفعت را برای آنها در بر دارد که فرصتی را به منظور آزمودن شیوه های مختلف زندگی به آنها می دهد تا آنها تصمیم بگیرند که چه الگوهای رفتاری ، ارزشی و نگرشی ، بهتر می توانند نیازهای آنان را تأمین نمایند.. (شرفی 1386)

 

 

5- نوجوانی ، زمان جستجوی هویت است :در سراسر سن گروه گراییِ اواخر کودکی ، انطباق با معیارهای گروه به مراتب بسیار مهمتر از فرد گرایی است. همچنان که قبلاٌ اشاره شد ، کودکان در لباس ، گفتار و رفتار علاقه مندند که تقریباً و در حد امکان شبیه افراد گروه باشند. هرگونه انحراف از معیار گروه به تهدید علیه تعلق به گروه شباهت دارد. در سال های اولیه نوجوانی ، تطابق با گروه هنوز برای دختران و پسران حائز اهمیت است. به تدریج آنها درصدد جستجوی هویت برمی آیند و تمایل چندانی به این که شبیه همسالان خود در گروه باشند، ندارند.(شرفی ،

بررسی مقایسه ای عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی در بین افراد مبتلا به اختلال OCD و افراد عادی

 عبارت دیگر، اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) اختلال شدید و مزمنی است که به وسیله وسواسها و اجبارها یا هردوی آنها مشخص می­شود، شیوع این اختلال در طول زندگی بین 1-2 درصد جمعیت برآورد شده و در میان زنان بیشتر از مردان شایع است (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000).

 

 

    وسواس فکری عبارت است از فکر، احساس، اندیشه یا حسی عودکننده و مزاحم. برخلاف وسواس فکری که یک فرآیند ذهنی است، وسواس عملی نوعی رفتار است. اجبارها، رفتاری آگاهانه، استاندارد و عودکننده است نظیر شمارش، وارسی یا اجتناب. بیمار مبتلا به OCD از غیرمنطقی بودن وسواس هایش آگاهی دارد و این وسواس های فکری یا عملی را «خود ناهمخوان» می­یابد (کاپلان و سادوک، 2007).

 

 

    هرچند عمل وسواسی ممکن است در تلاش برای کاستن از اضطراب همراه با وسواس فکری انجام می­شود، همیشه به کم شدن اضطراب منجر نمی­گردد. ممکن است پس از کامل شدن انجام عمل وسواسی، اضطراب فرقی نکرده باشد و یا حتی بیشتر شده باشد. وقتی فرد در مقابل انجام وسواس عملی، مقاومت به خرج می­دهد، نیز اضطراب افزایش می­یابد. شایع ترین وسواس های عملی، عبارتند از: تکرار یک رفتار خاص مانند شستن و تمیز کردن، شمردن، منظم چیدن چیزها، وارسی کردن یا درخواست خاطر جمعی. شروع زود هنگام آن در مردان رایج تر و با وسواس های عملی مرتبط به وارسی همراه است. شروع دیرهنگام آن در زنان شایع تر است و به صورت وسواس در شستشو ظهور می­کند (هالجین و ویتبورن، 2003).

 

 

    اگرچه دلایل ابتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و تداوم آن تا حد زیادی ناشناخته است اما اکثر پژوهش­ها معتقدند که تمام اختلالات اضطرابی دارای سطوحی از هیجان پذیری منفی یا روان رنجوری هستند (استارسیویچ و بیرلی، 2006)، و از جهتی دیگر عوامل شناختی خاص، مسئول گسترش اختلالات اضطرابی خاص هستند. مثال­هایی از این عوامل خاص، عدم تحمل بلاتکلیفی و کمالگرایی در اختلال وسواس فکری عملی است. در نتیجه، از جمله حوزه­هایی که به نظر می رسد در درک درست تر از بیماران وسواس فکری-عملی یاریگر باشد، حوزه شناختی است. جریان فکر انسان همیشه از یک مسیر هدفمند، تکلیف محور و استدلالی پیروی نمی­کند. برخلاف جهان طبیعی، جریان طبیعی فکر انسان مکرراً به وسیله فعالیت­های شناختی ناخواسته ای که در فکر مولد و عملکرد آن تداخل ایجاد می­کند، مشخص می­شود. نگرانی­ها، حواسپرتی­ها، سوگیری­های توجه، فراموشی­های حافظه، سرگردانی ذهن، رؤیا پردازی­ها، تمرکز خودمحور، نشخوارها، فکر وسواسی و…، نمونه­هایی از فرآیندهای روانی هستند که تداخل شناختی ایجاد می­کنند(کلارک، 2004).

 

 

    این گونه افکار ناخوانده روانی نقش مهمی در بسیاری از وضعیت­های آسیب شناختی روانی ایفا می­کنند. از جمله عوامل شناختی خاصی که در سبب شناسی اختلال وسواس فکری-عملی مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است سازه شناختی عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی است (استارسیویچ و بیرلی، 2006).

پایان نامه - مقاله - تحقیق

 

   در این راستا عدم تحمل بلاتکلیفی، یک ویژگی سرشتی است که از مجموعه ای باورهای منفی درباره بلاتکلیفی و معنای ضمنی آن ناشی می­شود. شیوه ای که فرد اطلاعات را در شرایط مبهم درک می­کند و به این اطلاعات با مجموعه ای از واکنش­های شناختی، عاطفی و رفتاری پاسخ می­دهد. این واکنش­ها منفی و مستقل از احتمال روی دادن واقعی آن موقعیت­ها و پیامدهای مرتبط با آن است. بسیاری از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی معتقد هستند که آنها نیاز دارند با قطعیت کامل بدانند که چیز بدی اتفاق نخواهد افتاد. بعضی دیگر هم معتقدند که آن­ها قادر به سازگاری با تغییرات غیرقابل پیش بین نیستند، و آن­ها دوست دارند که گفته شود به طور یقین تغییرات بدی رخ نخواهد داد. افرادی که به اختلال وسواس فکری-عملی مبتلا هستند معتقدند که اگر آن­ها کوشش زیادی به خرج بدهند و اعمال خاصی را با روش معینی اجرا کنند، می­توانند به قطعیت کامل برسند. در واقع این نوع طرز تلقی ها جزء سیاست و بینش آن­ها است. ولی واقعیت این است که کوشش زیاد برای حصول اطمینان، باعث شک و تردید بوده و درنتیجه فرد بیش از پیش دچار عدم قطعیت خواهد شد و بلاتکلیفی با توانایی فرد برای کارکرد مناسب تداخل می­کند. برای مثال، افرادی که نمی­توانند بلاتکلیفی را تحمل کنند، باور دارند که بلاتکلیفی استرس آور و نارحت کننده است، بلاتکلیفی نسبت به آینده عادلانه نیست، رویدادهای غیرمنتظره منفی هستند و باید از آنها اجتناب کرد(داگاس و رابی چاد، 2007).

 

 

    از طرفی در تبیین عوامل مؤثر در بروز و تداوم نشانه های وسواسی- اجباری بر نقش عوامل شخصیتی به ویژه کمال گرایی تأکید شده است.کمال گرایی یعنی داشتن اهداف بلندپروازانه، جاه طلبانه، مبهم و غیرقابل وصول و همچنین داشتن تلاش افراطی برای رسیدن به اهداف. ویژگی اصلی و عمده افراد کمال گرا این است که آن­ها همه چیز را یا سیاه می دانند یا سفید.برای آن­ها به هیچ وجه حد وسط یا به اصطلاح خاکستری وجود ندارد. مشکل اساسی در این زمینه این است که افراد کمال گرا همیشه به دنبال بهترین و کامل ترین راه حل بوده و همیشه می خواهند که در استانداردهای بالا همه چیز را داشته باشند یا انجام بدهند، و اگر نتوانند به چنین استانداردهایی برسند خود را شکست خورده کامل می­دانند. اگر چه وجود کمال گرایی می­تواند تا حدی فرد را به جلو براند، اما کمال گرایی بیش از حد و به شکل منفی می­تواند زمینه ساز اختلال وسواس فکری-عملی شود. بعضی از افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی معتقدند که بهترین راه حل برای انجام دادن کارها و امور این است که آنها را به طور کامل و بدون عیب و نقص انجام داد و انجام دادن کارها لازم و ضروری است. حتی معتقدند که کوچکترین اشتباه و خطا نتایج جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. این افراد معتقدند که شکست در قسمتی از امور به معنی شکست کامل در آن امور است. این نوع باورها موجب می شوند که رفتار فرد تحت تاثیر قرار گرفته و تغییر کند و او تبدیل به فردی غیرفعال و غیر خلاق شود. در نتیجه فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی ممکن است ساعت­ها از وقت خود را صرف انجام دادن کاری بکند، ولی به دلیل اینکه فکر می­کند کار خود را باید به طور کامل و بدون نقص انجام بدهد هرگز به نتیجه دلخواه خودش نرسد و این چرخه همچنان ادامه داشته باشد. یعنی فرد وسواسی درگیر چرخه تلاش برای رسیدن به بهترین نتیجه و این فکر که من هنوز نتوانسته ام کارهایم را به نحو احسن انجام بدهم، می­شود. به عنوان مثال، صرف کردن ساعت­های متمادی برای اصلاح کردن یک امر که فرد می­داند درست است ولی فکر می­کند به اندازه کافی خوب نیست باعث از دست دادن هدف واقعی و نهایی می­شود (ویل و ویلسون، 2005).

 

 

     البته ارتباط کمالگرایی با اختلال وسواس فکری-عملی هنوز کاملا روشن نشده است و یافته ها در این مورد متناقض هستند.سیکا (2004)نشان داده است که کمالگرایی اختلال وسواس فکری-عملی را از اختلال اضطراب فراگیر متمایز نمی­کند. از سوی دیگر فراست و استکیتی (1997) نشان داده اند که کمالگرایی کلی بین گروه­های اختلال وسواس فکری-عملی و اختلال وحشتزدگی تفاوتی ندارد (وو و کورتزی، 2009). همچنین در خلاصه بندی مطالعات مختلف، داگاس و همکاران(2004) ادعا کرده اند که عدم تحمل بلاتکلیفی بهترین پیش بینی کننده برای نگرانی و اختلال اضطراب فراگیر در جمعیت هایی بالینی و غیربالینی است. با توجه به اینکه تحقیقات گذشته دو سازه کمال گرایی و عدم تحمل بلاتکلیفی را در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مورد بررسی قرار داده اند و پژوهش­های انجام گرفته در این زمینه ضد و نقیض است. لذا عدم تحمل بلاتکلیفی و کمالگرایی مؤلفه­های شناختی هستند که نقششان را باید در اختلال وسواس فکری-عملی مورد بررسی قرار داد. از این رو، سؤال اساسی این پژوهش این است که آیا بین افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و افراد عادی در زمینه کمال گرایی  و عدم تحمل بلاتکلیفی تفاوت وجود دارد؟

 

 

اهمیت و ضرورت مسئله

 

 

    امروزه یکی از حوزه­های که در آن مطالعات فراوانی در حال انجام است، بررسی و تبیین رابطه بین فرآیندهای روانشناختی و آسیب شناسی روانی است. تعیین مؤلفه­های اساسی و مهم در هر یک از اختلالات می­تواند پیشنهادهای سازنده ای را در جهت پیشگیری و خط مشی های درمانی ارائه کند. با توجه به شیوع نسبتاً بالای اختلال وسواس فکری-عملی که از هر پنجاه نفر یک نفر را مبتلا می­سازد و با توجه به اینکه این بیماری میل به مزمن شدن دارد، آشکار است که هزینه­های مالی و پیامدهای روانشناختی آن برای خود مبتلایان، خانواده­های آنان و جامعه بسیار بالاست (مهرابی زاده و همکاران، 1386).

 

 

     اختلال وسواس فکری-عملی یک اختلال اضطرابی بسیار ناتوان ساز است که معمولا به مثابه یک بیماری بد علاج که نیازمند درمان مادام العمر است، در نظر گرفته می­شود. پدیده­های وسواسی نه تنها در افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی، که در بسیاری دیگر نیز قابل مشاهده است. علی رغم شناخت فزاینده شیوع و بیماری زایی اختلال وسواس فکری-عملی و معرفی درمان­های مؤثر، مبتلایان به این اختلال هنوز کمتر از حد واقعی  تشخیص داده شده و به گونه ای نامناسب مداوا می­شوند(کلارک و واتسون، 2006).

 

 

     بررسی­های به عمل آمده نشان داده است که شیوع بالای این اختلال مشکلات زیادی را در کارکرد شغلی، بین فردی، مالی، تحصیلی، زناشویی و مراقبتی افراد مبتلا به این اختلال ایجاد کرده و از طرف دیگر، مقادیر بالایی از خدمات بهداشتی را صرف خود می­کند. به علت ماهیت عاجز کننده اختلالات اضطرابی و از جمله اختلال وسواس فکری-عملی، داروهای تجویزی برای اختلالات اضطرابی از جمله پرمصرف ترین داروها در سطح جهان هستند. درنتیجه با توجه به شیوع نسباً بالای این اختلال و مزمن و هزینه بر بودن بودن آن، لزوم تشخیص و درمان به موقع آن امری ضروری است که طی چند دهه اخیر مطالعات زیادی جهت شناسایی عوامل روانشناختی دخیل در شروع و تداوم  اختلال وسواس فکری-عملی انجام شده است (هالجین و ویتبورن، 2003).

 

 

    با این توضیحات طبیعی است که شناسایی فرآیندهای روانشناختی دخیل در اختلال وسواس فکری-عملی از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و می تواند دانش ما را درباره  شروع و تداوم این اختلال افرایش داده و به ما کمک کند تا تصویر روشن تری از ماهیت این اختلال بدست آوریم. همچنین در شناسایی و تشخیص دقیق تر این اختلال به ما کمک می­کند. در نتیجه درک درست تر از ماهیت اختلال به تشخیص دقیق تر  منجر می­شود و این مهم راه را برای برنامه ریزی جهت پیشگیری­های اولیه و ثانویه هموار و زمینه را برای ارائه راه حل­های درمانی بهتر و مفیدتر فراهم می کند. امید است این پژوهش با یافته­های جدید و تکمیلی بتواند گامی کوچک در راستای شناخت هرچه بیشتر فرآیندهای روانشناختی دخیل در اختلال وسواس فکری-عملی بردارد.تا با شناخت این فرایندها بتوان تا حدودی عوامل مستعدکننده ابتلا به اختلال وسواس فکری-عملی را شناسایی و گام­های ارزشمندی در جهت پیشگیری و درمان این اختلال برداشته شود.

 

 

اهداف پژوهش

 

 

الف) هدف کلی

 

 

    مقایسه عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی در بین بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و افراد عادی.

 

 

ب) اهداف اختصاصی

 

 

1) مقایسه شدت عدم تحمل بلاتکلیفی افراد مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و افراد عادی.

 

 

2) مقایسه میزان کمال گرایی خودمدار در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و افراد عادی.

 

 

3) مقایسه میزان کمال گرایی جامعه مدار در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و افراد عادی.

 

 

4) مقایسه میزان کمال گرایی دیگر مدار در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری و افراد عادی.

 

 

فرضیه های پژوهش

 

 

فرضیه کلی

 

 

    بین میزان عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرایی افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی و افراد عادی تفاوت وجود دارد.

 

 

فرضیه های فرعی

 

 

1)افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی در مقایسه با افراد عادی از عدم تحمل بلاتکلیفی بالاتری برخوردارند.

 

 

2) افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی در مقایسه با افراد عادی از میزان کمال گرایی خود مدار بالاتری برخوردارند.

 

 

3) افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی در مقایسه با افراد عادی از میزان کمال گرایی جامعه مدار بالاتری برخوردارند.

 

 

4) افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی در مقایسه با افراد عادی از میزان کمال گرایی دیگر مدار بالاتری برخوردارند.

بررسی میزان اثربخشی هیپنوتراپی بردردزایمان واضطراب دوران بارداری در مراجعین به بیمارستان صارم سال 93-92

دپزشکی:ا- پیشگیری از خطر مرگ :احتمالاً بزرگترین فایده‌ی زایمان طبیعی ،کاهش مرگ مادر است .زیرا جراحی سزارین مانند تما جراحی‌ها دارای خطر مرگ ناشی از عوامل بیهوشی گزارش شده است که نسبت مرگ و میر پری ناتال زنان درسزارین، 7 برابر زایمان نرمال است.2- پیشگیری از خطر عفونت : در واقع شایع‌ترین انواع عفونت پس از جراحی سزارین، عفونت رحم و عفونت محل زخم جراحی و عفونت مثانه است ولی در زایمان طبیعی عفونت رحم به ندرت دیده می شود .3 – پیشگیری از « از دست دادن خون » :به طور متوسط،‌ خونی که در زایمان طبیعی از دست می‌رود حدود 700-500 میلی‌لیتر است و در مقابل خونی که در سزارین انتخابی از دست می‌رود حدود 1000 میلی لیتر است. 4– پیشگیری از آسیب دیدن دستگاه ادراری : در زایمان طبیعی احتمال آسیب دیدن به مثانه بسیارکم است . 5 – پیشگیری از آسیب دیدن روده: انسداد روده‌ ، عارضه جانبی شایع هر جراحی است که برای مجاری دستگاه گوارش مشکل ساز است زیرا در این وضعیت حرکت روده‌ها کند و و یا در موارد نادر متوقف شده و محتویات روده داخل آن باقی می‌ماند.6 – پیشگیری از لخته شدن خون در پاها: ترومبوفلبیت حالتی است که در آن خون داخل سیاهرگ لخته می‌شود و معمول‌ترین محل تشکیل لخته‌، سیاهرگهای پا است . خطر ایجاد ترومبوفلبیت پس ازجراحی سزارین ، ده برابر زایمان طبیعی است . 7– پیشگیری از هیسترکتومی( برداشتن رحم ):سزارین قبلی در برخی موارد در حاملگی‌های بعدی با پلاسنتاپرویا ویااکرتا همراه می‌شود . پلاسنتاپرویا (جفت سرراهی) حالتی است که در آن جفت در قسمت پایین رحم جایگزین می‌شود و مانع عبور نوزاد وزایمان طبیعی می‌شود . در پلانستااکرتا جفت به عمق دیواره‌های رحم نفوذ می‌کند و پس از تولد نوزاد نیز به خودی خود خارج نمی‌شود، بنابراین در برخی موارد مجبور به درآوردن رحم می شوند وفواید روانی زایمان طبیعی : 1 – احساس خوشایند از توانایی در زایمان طبیعی2 – احساس مشارکت در زایمان و درک نحوه تولد نوزاد 3– احساس تسلط و حاکم بودن بر اتفاقات حین زایمان 4– احساس برقراری ارتباط فوری و پیوند احساسی با نوزاد پس از وضع حمل5 – احساس رضایت از پذیرفتن مسؤولیت های مادرانه و مراقبت از نوزاد وفواید زایمان طبیعی برای نوزاد : 1- از آنجا که فواید تغذیه طبیعی با شیر مادر مورد توجه است سزارین برای مادرانی که مایلند نوزادانشان را با شیر خود تغذیه کنند، مشکل ساز خواهد شد . اغلب زنانی که زایمان طبیعی می‌کنند بلافاصله پس از تولد نوزاد تغذیه با شیر خود را آغاز می‌کنند و شیردهی در زنانی که سزارین می‌شوند با تاخیرآغاز می گردد. 2 – با این که در زمینه خطرات جراحی سزارین،‌بحث بیشتری روی عوارض جانبی سوء بر روی مادرمتمرکزشده است قطعاً‌ برای نوزاد نیز بی‌خطر نیست شاید بتوان گفت: خطرناکترین عارضه جانبی جراحی سزارین برای نوزاد‌، نارسی است،‌ اصطلاح نارسی عموماً‌ برای شرح دادن وضعیت نوزادی به کار می‌رود که به دلیل انتخاب زمان نادرست زمان سزارین، نارس به دنیا آمده است . مشخص شده است که نوزادانی که به روش سزارین انتخابی به دنیا می‌آیند به میزان چشمگیری در معرض خطر ابتلا به سندرم دیسترس تنفسی  هستند . 3 – هنوز هم در اغلب بیمارستانها برای جراحی سزارین بیهوشی عمومی صورت می‌گیرد و متاسفانه داروی به کار رفته برای بیهوشی مادر از طریق جفت به بدن نوزاد می‌رسد . در این صورت گاهی نوزاد لمس و فاقد واکنش‌های لازم به دنیا می‌آید . 4- یکی دیگر از عوارضی که به نظر می‌آید بر اثر سزارین در نوزاد بروز کند فقدان ایجاد فشار بر روی دستگاه تنفسی است در این حالت تخلیه‌ی مایع از اعماق ریه نوزاد ،‌به طور کامل صورت نمی‌‌گیرد. به همین دلیل بروز مشکلات تنفسی در نوزادانی که به روش سزارین به دنیا آمده اند در مقایسه با زایمان طبیعی بیشتراست (فام،بروس.ترجمه جعفری،1378) .

 

 

پایان نامه - مقاله - تحقیق

وعوارض سزارین:درکل میزان مرگ ومیرمادردرسزارین، 2برابرزایمان واژینال است.درگذشته،آسپیراسیون ،عفونت وخون ریزی شایعترین علل مرگ ومیرمادران متعاقب عمل جراحی بوده است اما با پیشرفت تکنیک وتمهیدات پیشگیرانه ازشیوع آن بسیارکاسته شده ودرحال حاضرشایعترین علت مرگ و میرمادران متعاقب عمل جراحی،حوادث ترومبوآمبولی درراس آنهاآمبولی ریوی است.عوارض مادری را می توان به دوگروه زودرس ودیررس تقسیم نمود.درحدود25 %بیماران دچارعوارض زودرس همچون تب با علت نامشخص ،اندومتریت،عفونت محل زخم،خون ریزی،آسپیراسیون،عفونت ادراری وترومبوفیلیت می شوند.عوارض اصلی دیررس عبارتند ازبازشدن محل بخیه وانسدادروده دراثرچسبندگی که هردودرسزارین شایع هستند(قره خانی وساداتیان، 1381).

 

 

 

همچنین ،با توجه به اشتیاق مادران باردار برای استفاده از روشهای بیدردی به صورت غیردارویی ،وعلاقه برای ایجادشرایطی مطلوب جهت انجام زایمان طبیعی وکاهش ترس واضطراب مادران از زایشگاه وزایمان طبیعی،وهمچنین مزایای زایمان طبیعی  که به آن اشاره گردید وعوارض سزارین ، وهمچنین با توجه به اینکه سالیانه 651هزار کودک ایرانی به روش سزارین در کشور به دنیا می آیندوبر اساس برآوردهای جمعیتی مرکز آمارایران در سال 89،بالغ بریک میلیون و82هزارکودک در کشور متولد می شوندکه بیش از 60درصدیا650هزارنفرازمادران آنها روش سزارین را برای تولد کودکانشان انتخاب می کنند واینکه آمار سزارین درکشور 3 برابراستانداردهای جهانی است واز دلایل عمده فرار زنان ایرانی از روش طبیعی زایمان وروی آوردن به سزارین ،ناشی از دردهای زایمان طبیعی است (امیری فراهانی،عباسی شوازی،1391).

 

 

واینکه همچنین تعداد انجام زایمان به روش سزارین درکشورهای مختلف جهان در نیمه دوم قرن بیستم میلادی افزایش یافته است و آمار سزارین درایران از 26%تا 60% وحتی در برخی مراکز خصوصی تا 87%گزارش شده است(مرآثی،فرج زادگان ،پیر دهقان وکاظمینی 1388).

 

 

واینکه دربررسیهای صورت گرفته درمورد اثرات اضطراب برروی دوران بارداری نتایج بیان داشتند که رویدادهای اضطراب زا در دوران قبل از زایمان نه تنها سلامت روانی کودکان را در دوران کودکیشان تحت تاثیر قرار می دهد بلکه با مشکلات سلامت روان در بزرگسالی همراه است واین موضوع اهمیت مساله وتاثیر عمیق آن رابر کل زندگی نشان می دهد.بسیاری از مطالعات ،رابطه بالا بودن سطح کورتیزول را که خود تحت تاثیر اضطراب است وزایمان بر ابتلای کودک به اسکیزوفرنی واختلالات عاطفی در آینده نشان می دهد.سطح بالای اضطراب با افزایش احتمال زایمان پیش از موعد ،تولد نوزاد کمتر ازوزن طبیعی (IUGR )،سقط خودبه خود وناهنجاریهای نوزاد همراه است.وجود اضطراب همچنین باعث پاسخ های نامناسب مادر به جنین در بارداری شده وباعث کاهش دلبستگی مادر به نوزاد می گردد(طوسی،اکبرزاده،زارع،شریف1390).

 

واینکه یکی از روشهای غیر دارویی ، برای ایجاد بیدردی استفاده ازهیپنوتیزم در زایمان طبیعی است.هیپنوتیزم روش درمانی جدیدی نیست واز دیر باز شناخته شده است. از تعاریف رایج هیپنوتیزم،حالتی است که در نتیجه توجه وپذیرش متمرکز ایجاد می شود وطی آن به درجات مختلف سه نما وحالت ،همزمان باید وجود داشته باشد:1-تجزیه یا انتزاع 2-جذب3-تلقین پذیری.مدیریت بخش روانشناسی هیپنوتیزم انجمن روانشناسی امریکا ضمن تلاش برای نداشتن سوگیری ،هیپنوتیزم را چنین تعریف می کند:روشی است که طی آن تغییراتی در حواس ،ادراک ،افکار،احساسات یا رفتار القا وایجاد می شود در سال 1955، انجمن پزشکی انگلیس وسپس در سال 1958، انجمن پزشکی ایالات متحده امریکا هیپنوتیزم را به عنوان روشی قابل قبول برای درمان ،مورد تایید قرار دادند.انجمن روانپزشکی ایالات متحده امریکا نیز در سال 1961هیپنوتیزم را تایید کرد.ودر سال 1969انجمن روانشناسان ایالات متحده امریکا هیپنوتیزم را به عنوان یک رشته تخصصی اعلام کرد.در سال 1949 انجمن هیپنوتیزم بالینی وتحقیقاتی امریکا تاسیس گردید ودر سال 1957 انجمن هیپنوتیزم بالینی امریکا ،بنا نهاده شد.و میلتون اریکسون به ریاست آن موسسه انتخاب گردید(هاموند،1998ترجمه فاضل، 1388).

 

 

امروزه این باور وجود دارد  که هیپنوز یک روش کارآمدوموثرکمکی در طیف وسیعی از بیماری ها قابل استفاده بوده وبه عنوان یک روش همراه وتکمیل کننده طب سنتی ،درمان های دارویی وغیر دارویی مورد استفاده قرار می گیرد.در طول حاملگی از روش هیپنوتراپی برای مدیریت تهوع واستفراغ وپیشگیری از زایمان زودرس وبه عنوان درمان کمکی در افزایش فشارخون ناشی از بارداری وبه عنوان یک مدخله برای درمان درد وناراحتی های حین حاملگی وزایمان استفاده می گردد(اس.کروجر،2008 ) .

 

 

هیپنوتراپی یک وسیله درمانی است که برای رسیدن به اهداف درمانی مشخصی برخی از تکنیکها یا روشها در شرایطی مورد استفاده قرار می گیرند که بیمار در حالت هیپنوتیزمی قرار گرفته باشد(کارن اولنس ،ترجمه جمالیان، 1377).

 

 

از مهمترین موارد استفاده از هیپنوتیزم انجام زایمان بدون درد به روش هیپنوتیزم می باشد.تخمین زده می شود که حدود 20-35 درصد زنان می توانند از روش هیپنوز به عنوان تنها روش بی دردی حین زایمان ووضع حمل استفاده نمایند.دریک کار تحقیقاتی که توسط آگوست وهمکارانش در سال 2009به چاپ رسید،295مورد زایمان بدون درد با روش های مختلف هیپنوزاداره گردید.94 درصد زایمان ها فقط با روش هیپنوز ،بدون درد وموفقیت آمیز به انجام رسید(به نقل ازآگاه 1389).

 

 

وبرای زایمان بدون دردتا ماه پنجم بارداری نیاز به انجام هیپنوتیزم نیست.ماه پنجم یا ششم یک جلسه هیپنوتیزم کفایت می کند.ماه هفتم 2بار وماه هشتم ونهم بسته به شخصیت بیمار،شناخت ومیزان ترس بیمار،سیستم حمایتی واجتماعی بیمار،تعدادجلسات دیدن بیمار متفاوت است.هفته ای یک جلسه ویا هردوهفته یک جلسه کفایت میکند(فتحی وفیاض صابری، 1390).

 

 

وبا توجه به اینکه بعضی افراد قادرند با هیپنوتیرم به عنوان تنها وسیله بیهوشی تحت عمل جراحیهای بزرگ قراربگیرند(فتحی وفیاض صابری،1390)

 

 

لازم دیده شد که پژوهشی جهت بررسی  تاثیر هیپنوتراپی  بر درد زایمان واضطراب مادران در دوران بارداری صورت گیرد .بدین منظور به مادران باردارحداقل از سن 5ماهگی وحداکثر7،خودهیپنوتیزم را آموزش داده واز طریق پرسشنامه اضطراب اسپیل برگر ومقیاس عددی سنجش درد(NAS)  تاثیر این امر تحت  بررسی قرار خواهد گرفت که آیا هیپنوتراپی بر درد زایمان ومیزان اضطراب مادران قبل از زایمان تاثیر دارد یا خیر؟

 

 

 – اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

 

با توجه به اینکه سالیانه 651هزار کودک ایرانی به روش سزارین در کشور به دنیا می آیندوبر اساس برآوردهای جعیتی مرکز آمارایران در سال 89،بالغ بریک میلیون و82هزارکودک در کشور متولد می شوندکه بیش از 60درصدیا650هزارنفرازمادران آنها روش سزارین را برای تولد کودکانشان انتخاب می کنند واینکه آمار سزارین درکشور 3 برابراستانداردهای جهانی است واز دلایل عمده فرار زنان ایرانی از روش طبیعی زایمان وروی آوردن به سزارین ،ناشی از ترس ازدردهای زایمان طبیعی است و.با توجه به نتایج تحقیقات زیر از جمله :بررسی نگرش نسبت به درد زایمان وانتخاب نوع زایمان در زنان باردارکه نتایج مطرح کننده این بود که زنان ،زایمان طبیعی را ترسناک تروخسته کننده ترمی دانند واینکه اطلاعاتشان نسبت به زایمان کم است وهمچنین به این زنان درمورد زایمان آموزش کمی داده شده بود(اتقایی89)و

 

 

بررسی روند تغییرات میزان زایمان سزارین در ایران وعوامل جمعیت شناختی مرتبط با آن در سه دهه اخیر ونتایج آن که زایمان سزارین نسبت به دهه 50 افزایش سه برابری داشته است وروند افزایش با سرعتی بیش از حد انتظار پیش می رود (فراهانی 1391) و

 

 

پژوهش دهقانی (1391) با عنوان بررسی علل انجام سزارین در زنان مراجعه کننده به کلینیک زنان وبارداری زایشگاه مهدیه شهرستان بم ،که نتایج آن عواملی چون تحصیلات بالاتر والدین وترس مادران از درد زایمان طبیعی را موثر شناخته شده اند، انجام این پژوهش ،جهت خدمت رسانی بیشتر به مادران برای زایمان، ضروری به نظر می رسد .

 

 

و همچنین با توجه به  امتیازات استفاده از هیپنوز در مامایی که ترس مادر قبل از زایمان ودرد قبل ودر طی لیبر را کاهش می دهد،آستانه تحمل درد مادر را بالا می برد،استفاده از داروهای شیمیایی وبیدردی ها را در گروههایی که قابلیت هیپنوتیزم پذیری خوبی دارند کاهش می دهدواینکه مرحله اول زایمان را در زنان نخست را 3 ساعت و در مولتی پارها(زنانی که زایمان دوم به بعدهستند) 2 ساعت کاهش می دهدو اینکه هیچ خطری برای مادر وبچه ندارد(اس کروجر،  2008).

 

 

لازم دانستیم که با بررسی استفاده از هیپنوتیزم به عنوان یک ابزار بالینی جهت کاهش درد واضطراب  مادران وتشویق آنان به انجام زایمان به روش طبیعی وکاهش هزینه های گزاف عمل سزارین،این پژوهش صورت گیرد.

بررسی نقش سلامت عمومی و تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به نقش خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو

فی اساس خودکفایی و استقلال هر جامعه بر پایه ی وجود سازمان های صنعتی آن جامعه است. در بین تمام نیروهای اثربخش یک سازمان ، یکی از مهم ترین مؤلفه ها تعهدسازمانی کارکنان است . در واقع هیچ سازمانی نمی تواند موفق شود مگر اینکه اعضاء و کارکنانش نسبت به آن نوعی تعهد داشته باشند و تلاش نسبی بکنند . تعهد سازمانی کارکنان آثار بالقوه و جدی بر عملکرد سازمان داشته، می تواند پیش گویی کننده ی مهمی برای اثربخشی سازمان باشد ؛ لذا نادیده گرفتن آن برای سازمان زیان بار است و هزینه های زیادی را به دنبال خواهد داشت . تعهد سازمانی یک مفهوم پیچیده است و تعریف واحدی از آن ارائه نشده است . اما از همه تعاریف چنین برمی آید که تعهد سازمانی شامل ویژگی ها ی شخصیتی فرد به صورت کلی است (سیادت و همکاران ، 1384).

 

 

تعهد سازمانی از مهم ترین اهداف هر سازمان است و هر سازمانی سعی درتقویت آن از طرق گوناگونی دارد زیرا بر بسیاری از متغیرها نظیر رضایت شغلی، غیبت، ترک خدمت، استرس شغلی و عملکرد شغلی تأثیرگذار است(بخشی سورشجانی، 1389).  در واقع تعهد سازمانی، بخشی از سازمان شخصیتی یک فرد است و به نظر می رسد که با سایر عوامل مؤثر در زندگی در ارتباط باشد(سیادت و همکاران ، 1384).  از سوی دیگر ،روان شناسی سلامت به دنبال شناسایی سازه ها و شیو ه هایی است که سلامت جسم وروان را به دنبال دارد. به این دلیل عواملی که به انسان در سازگاری و انطباق با مشکلات و تهدیدات زندگی کمک کند، از موضوعات مورد توجه این حوزه خواهد بود. در این میان، تاب آوری ، جایگاه ویژه ای در حوزه های روان شناسی تحول، روان شناسی خانواده و بهداشت روانی یافته است ، به طوری که هر روز بر شمار پژوهش های مرتبط با این سازه افزوده می شود.گارمزی و ماستن(1991) تاب آوری را  ” یک فرایند، توانایی یا پیامد سازگاری موفقیت آمیز باشرایط تهدید کننده” تعریف کردند. به بیان دیگر تاب آوری، سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است(والر، 2001).

 

پیش بینی رضایت شغلی زنان شاغل در مشاغل خدماتی غیر دولتی مشهد

 

 

راتر(1990)،  تاب آوری را به عنوان  تفاوت های فردی در مقابله و واکنش به موقعیت های دشوار تعریف می کند. بنابراین، یک فرد تاب آور موقعیت ناگوار را به شیو ه ی مثبت تری پردازش می کند و خود را برای رویارویی با آن دارای توانمندی قلمداد می کند. البته تاب آوری تنها پایداری در برابر   آسیب ها یا شرایط تهدید کننده نیست و حالتی انفعالی در رویارویی با شرایط خطرناک نمی باشد، بلکه شرکت فعال و سازنده در محیط پیرامونی خود است. می توان گفت تاب آوری، توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی- روانی در شرایط خطرناک است( کانر و دیویدسون، 2003). افزون بر این، محققان بر این باورند که تاب آوری نوعی ترمیم خود با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی است(گارمزی؛1991، ماستن، 2001؛  راتر؛1999،  لوتار، سیچتی و بکر، 2000).

 

 

   کامپفر (1999)، باور داشت که تاب آوری، بازگشت به تعادل اولیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر(در شرایط تهدید کننده) است و از این رو موجب سازگاری موفق در زندگی می شود.در عین حال کامپفر به این نکته اشاره می کند که سازگاری مثبت با زندگی، هم می تواند پیامد تاب آوری به شمار آید و هم به عنوان پیش آیند، سطح بالاتری از تاب آوری را موجب شود. وی این مسأله را ناشی از پیجیدگی تعریف و نگاه فرایندی به تاب آوری می داند.

 

 

تاب آوری به وسیله ی پاسخ فرد به حوادث استرس زای زندگی و یا مواجهه ی مستمر بااسترس (مثل جنگ و بهره کشی جنسی) مشخص می شود.تاب آوری عاملی است که به افراد در مواجه و سازگاری با شرایط سخت و استرس زای زندگی کمک می کندو آنها را در برابر اختلالات روانی و مشکلات زندگی محافظت می کند .افراد تاب آور سازگاری فردی بالایی با عوامل استرس زای محیطی درزندگیشان دارند.شایستگی یا سازگاری انسان ترکیب تعامل میان زمینه/ بوم شناختی و رشد ارگانیزم است. با این وجود، تاب آوری ماهیتی چندگانه دارد.بنابراین ممکن است فرد در یک بعد تاب آور باشد، اما در ابعاد دیگر تاب آوری نداشته باشد.در یک مطالعه که به وسیله ی کافمن و همکارانش بر روی کودکان با تاب آوری تحصیلی بالا که سابقه ی مواجهه با سوء رفتار را داشته اند، نشان می دهد که تنها 21 درصد از آنها تاب آوری اجتماعی نشان دادند. تاب آوری از مشکلات روان شناختی در جوانان و نوجوانان پیشگیری می کند و از آنها در برابر تأثیرات روان شناختی حوادث مشکل زا محافظت می کند. محیط خانوادگی در تاب آوری می تواند یک عامل کلیدی باشد. خانواده از طریق فراهم کردن محیط حمایتی و منسجم در تاب آوری فردی مؤثر است. در چندین مطالعه به نقش فرآیندهای خانواده به عنوان عامل حمایتی تأکید شده است .به عنوان مثال، روتر دریافت که ارتباط خوب نوجوان حداقل با یکی از والدین، او را در برابر بروز برخی رفتارهای پرخطر مقاوم می کند(پارکینز، 2004).

 

 

بونانو(2005)، راه های بدست آوردن تاب آوری را : داشتن سرسختی ، خودافزایی ، مقابله سرکوب گرایانه، داشتن خلق و خو و احساسات مثبت می داند.

 

 

مطالعات متعدد طیف گسترده ای از عوامل محافظت کننده وکنترل کننده در برابر عوامل خطر سازبرای سلامتی را شناسایی کرده است.محققان نشان داده اند که خودارزیابی های مثبت که مشابه مفهوم خودکارآمدی بندورا است و به معنی اطمینان افراد به تواناییشان در نشان دادن رفتارهایی خاص، مدیریت هیجان ها، رویارویی با موقعیت های دشوار زندگی و به دست آوردن حمایت های اجتماعی است، یکی از عوامل تعدیل کننده محسوب می شود(برومند و همکاران ، 1391).

 

 

با توجه به آنچه که گفته شد ، این پژوهش در نظر داشت به بررسی نقش سلامت عمومی و تاب آوری با تعهد سازمانی و توجه به نقش خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو ، بپردازد.

 

 

1-3- اهمیت و ضرورت

 

 

از آنجا که فرایند تولید نیروی انسانی ناسالم و پریشان حال، بخشی از آفات توسعه پایدار یک جامعه به ویژه در پویایی سازمانی است، به همین دلیل هیچ پدیده‌ای به اندازه سلامت عمومی نمی‌تواند در فرایند توسعه مؤثر باشد، بنابراین برنامه‌ریزی برای تأمین بهداشت روانی کارکنان از سویی به سلامت عمومی اجتماعی کارکنان و از سویی دیگر به اهداف توسعه صنعتی و تولید بهتر کمک می‌کند(شیخ همکاران ، 1384).

 

 

بسیاری از محققان بین خوکارآمدی و مشکلات روان شناختی رابطه ای معنادار و منفی را گزارش   کرده اند و چنین بیان می دارند که این سازه می تواند به عنوان عامل میانجی بین سلامت عمومی و بسیاری دیگر از متغیرها قرار گیرد و با ارتقای تاب آوری ، فرد می تواند در برابر عوامل استرس زا ، اضطراب آور و هم چنین عواملی که باعث به وجود آمدن بسیاری از مشکلات روان شناختی آن ها می شود از خود مقاوت نشان داده و بر آنها غلبه نمایند. سلامت عمومی افرادی که تحت تأثیر استرس ، اضطراب و افسردگی قرار می گیرند به خطر می افتد(بشارت، 2007).

 

وجود عوامل استرس زا درمحیط های کاری که شرکت کرمان خودرویکی از آن ها می باشد، موجب کاهش تاب آوری و سطح تحمل کارکنان شده و منجر به بروز بیماری های متعدد جسمی و روحی می گردد ، به عبارتی سلامت عمومی افراد را به خطر می اندازد . از طرفی تاب آوری با کنترل کنندگی خودکارآمدی و کم رنگ تر کردن این عوامل سلامت عمومی افراد را تضمین می کند. از این رو پژوهش حاضر به بررسی نقش سلامت عمومی و تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو پرداخته است.

 

 

1-4- اهداف تحقیق

 

 

1-4-1- هدف کلی :

 

 

تعیین نقش سلامت عمومی و تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو

 

 

1-4-2- اهداف جرئی:

 

 

1- تعیین نقش سلامت عمومی بر تعهدسازمانی با توجه به نقش کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو

 

 

2- تعیین نقش تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به نقش کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو

 

 

3- تعیین نقش سلامت عمومی بر خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو

 

 

4- تعیین نقش تاب آوری بر خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو

 

 

1-5- سؤالات تحقیق:

 

 

1- آیا سلامت عمومی بر تعهدسازمانی با توجه به کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟

 

 

2- آیا تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟

 

 

3- آیا سلامت عمومی بر خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟

 

 

4- آیا تاب آوری بر خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد؟

 

 

1-6- فرضیه‏ های تحقیق:

 

 

1- سلامت عمومی بر تعهدسازمانی با توجه به نقش کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.

 

 

2- تاب آوری بر تعهدسازمانی با توجه به نقش کنترل کنندگی خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.

 

 

3- سلامت عمومی بر خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.

پایان نامه - مقاله - تحقیق

 

4- تاب آوری بر خودکارآمدی کارکنان کرمان خودرو نقش دارد.

 

 

1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی

 

 

1-7-1- تعاریف مفهومی

 

 

تعریف مفهومی سلامت عمومی : سازش فرد با جهان اطرافش به حداکثر امکان به طوری که باعث شادی و برداشت مفید و موثر به طور کامل شود و رفتار عادی نمودار شخصیت انسان سالم است که موجب سازگاری او با محیط و بالنتیجه رفع نیاز های اصلی و ضروری اوست (ساعدی ، 1391).

 

 

تعریف مفهومی تاب آوری : تاب آوری به وسیله ی پاسخ فرد به حوادث استرس زای زندگی و یا مواجهه ی مستمر با استرس (مثل جنگ و بهره کشی جنسی) مشخص می شود.  تاب آوری عاملی است که به افراد در مواجه و سازگاری با شرایط سخت و استرس زای زندگی کمک می کند و آنها را در برابر اختلالات روانی و مشکلات زندگی محافظت  می کند .افراد تاب آور سازگاری فردی بالایی با عوامل استرس زای محیطی در زندگیشان دارند.شایستگی یا سازگاری انسان ترکیب تعامل میان زمینه/ بوم شناختی و رشد ارگانیزم است(پارکینز ، 2004).

 

 

تعریف مفهومی تعهدسازمانی : تعهد سازمانی یک نگرش درباره وفاداری کارکنان به سازمان و یک فرآیند مستمر است که به واسطه مشارکت افراد در تصمیمات سازمانی، توجه به افراد سازمان و موفقیت و رفاه سازمان را می رساند(مقیمی ، 2003).

 

 

تعریف مفهومی خودکارآمدی: به معنی اطمینان افراد به تواناییشان در نشان دادن رفتارهایی خاص، مدیریت هیجان ها، رویارویی با موقعیت های دشوار زندگی و به دست آوردن حمایت های اجتماعی است یکی ازعوامل تعدیل کننده محسوب می شود(چان و همکاران ، 2009).

 

 

1-7-2- تعاریف عملیاتی

 

 

تعریف عملیاتی سلامت عمومی : نمره ای است که هر آزمودنی از پاسخگویی به پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ-28)، به دست آمده است.

 

 

تعریف عملیاتی تاب آوری : نمره ای است که هر آزمودنی از پاسخگویی به پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون به دست آمده است.

 

 

تعریف عملیاتی تعهدسازمانی : نمره ای است که هر آزمودنی از پاسخگویی به پرسشنامه آلن ومی یر به دست آمده است.

 

 

تعریف عملیاتی خودکارآمدی: نمره ای است که هر آزمودنی از پاسخگویی به پرسشنامه خودکارآمدی عمومی( GSI-10)، به دست آمده است.